ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

769

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

كه بدان مراجعه كنم و اين چيزى است كه پس از كوشش بسيار بر آن دست يافته‌ام . و آنچه از اين پس مىآورم برگرفته از تاريخ المؤيد صاحب حماة است و او از خاندان الملك المظفر بن شاهنشاه بن ايوب است . المؤيد گويد : بركه در ايام سلطنتش برادر خود باتو را به ناحيهء غرب به جهاد فرستاد او برفت و با پادشاه آلمان از فرنگان نبرد كرد و منهزم شده بازگشت و از شدت تأسف بمرد . سپس فتنه ميان بركه و قوبيلاى صاحب تخت پديد آمد . بركه خاقانيه از اعمال قوبيلاى را از قلمرو او منتزع نمود و سرتاق [ 1 ] پسر برادرش باتو را بر آن امارت داد . و او كيش مسيحى داشت . هلاكو با او از در دوستى درآمد و در نهان ترغيبش كرد كه بر عمش بركه عصيان ورزد تا قوبيلاىقاآن هر جا را كه خواهد به او اقطاع دهد . بركه از اين توطئه آگاه شد و دريافت كه سرتاق قصد آن داشته كه زهر در طعامش كند . بركه او را به قتل آورد و برادر خود را فرمانروايى خاقانيه داد . هلاكو به خونخواهى سرتاق برخاست و ميان او و بركه جنگ درگرفت اين جنگ در سال 660 در كنار رود آمل بود . تا آنگاه كه هلاكو در سال 663 درگذشت . پس از او پسرش اباقا لشكر به جنگ بركه بسيج كرد و بركه نيز لشكرى بسردارى اسن‌دوا [ 2 ] پسر جغاتاى و نيز نوقاى پسر توتار نوادهء دوشى خان به جنگ او فرستاد . چون دو لشكر روبرو شدند ، اسن‌دوا جنگ ناكرده منهزم شد و اباقاخان نيز از نوقاى شكست يافت و بسيارى از لشكريانش كشته شدند . اين امر سبب شد كه بر منزلت اين سردار در چشم بركه بيفزايد . بركه بر اسن‌دوا خشم گرفت و او را از نظر بيفگند . اين حال ببود تا بركه در سال 665 درگذشت و اللّه سبحانه و تعالى اعلم . منگو تيمور بن طغان بن باتو خان چون بركه پادشاه دشت شمالى بمرد ، منگو تيمور بن طغان بن باتو خان بن دوشى خان به جايش نشست و پادشاهيش به دراز كشيد . در سال 670 لشكر به قسطنطينيه كشيد . زيرا ميان او و تئودور لاسكارى [ 3 ] اختلافى حاصل شده بود . لاسكارى با خضوع و زارى به استقبال آمد و منگو تيمور بازگشت . در سال 680 به شام لشكر برد ، و اين لشكركشى به يارى اباقاخان بن هلاكوخان بود . ميان قيساريه و ابلستين از بلاد روم فرود آمد . سپس از دربند گذشت و به اباقا كه در رحبه فرود آمده بود پيوست . اباقا با برادر خود منگو تيمور بن هلاكو به جانب حماة پيش تاخت و نبرد آغاز نهاد .

--> [ ( 1 ) ] متن : سرخاد [ ( 2 ) ] متن : سنتاى بن فيضان . [ ( 3 ) ] متن : لشكرى .